سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
کاغذ سپید
 
 
امروز: سه شنبه 2 خرداد 91


با اجازه همگی ....
به دلیل کمبود وقت .... کلیه وبلاگهام و بردم یه جا!


در این مکان :


خدابود و دیگر هیچ نبود .... به آدرس پارسانیک دات وردپرس دات کام ....


 نوشته شده توسط پنجره در جمعه 30/9/86 و ساعت 9:2 صبح | نظرات دیگران()


اضافه نوشت :
1- هیچکی ندیدُم تو نخت نِبشه ....
2- بدون شرح !


 نوشته شده توسط پنجره در جمعه 9/9/86 و ساعت 2:25 عصر | نظرات دیگران()






اضافه نوشت :
1- می دانی چرا این گل قیمتش بالاست ؟
چون میان آن همه خاک بهترین می شود...
2- خدایا تو خود ستارالعیوبی ... خدایا کمک ام کن میان این همه گناه ... میان این همه معصیت ... خود را بشناسم ... قیمتم را ...


الهی و ربی من لی غیرک


 نوشته شده توسط پنجره در سه شنبه 6/9/86 و ساعت 11:50 عصر | نظرات دیگران()


بی تو مهتاب شبی ....
باز از آن کوچه گذشتم ،
همه تن چشم شدم ...
خیره به دنبال تو گشتم ....


اضافه نوشت :
1- تازگی ها بد جور حس هنرمند بودن بهم دست داده ... این عکس مربوط به یکی از کوچه باغ های نزدیک باغ پدر بزرگمه ... اول جاده شاندیز مشهد!
2- الهی و ربی من لی غیرک.


 نوشته شده توسط پنجره در جمعه 2/9/86 و ساعت 11:2 عصر | نظرات دیگران()
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
درباره خودم

کاغذ سپید
پنجره[5]
شاید کمی شبیه به عکس ...شاید کمی بیشتر از یک عکس ... شاید حرف های نگفته درون یک عکس ... خلاصه سلام!

آمار وبلاگ
بازدید امروز: 4
بازدید دیروز: 18
مجموع بازدیدها: 45119
جستجو در صفحه

لوگوی دوستان
خبر نامه